باران چهارده ماهه
سلام به دوست جونای خودم.سلااام گل دونه مامان.نفس من.خیلی وقتم کم شده که نمیتونم زیاد مطلب بذارم.کارام زیاد شدن عزیزم.تو خونه هم دائم باید حواسم بهت باشه.کنجکاویات داره بیشتر میشه و همین کار رو یه کم سخت کرده.که البته اشکالی هم نداره.مامان بابا همه جا پیشتن و مراقبتن.الان جیگر من چهارده ماه و هجده روزشه. چند روز پیش متوجه چند تا دندون جدید شدیم.الان دخترکم یازده تا دندون داره.خدا رو شکر اذیت نشدی برا دندون درآوردنت.خدا رو شکر.تازگی دقتت به اطراف بیشتر شده.هر حرکتی میکنیم سریع انجام میدی.خیلی باید حواسمون به خودمون باشه.دیگه آزادی عمل نداریم
چند وقتیه داریم سعی میکنیم که عادت کنی به بیرون رفتن.قبلا زود خسته میشدی و نق میزدی.از بغل پایین نمیومدی حتی تو کالسکه نمیموندی.الان بهتر شدی.ظاهرا دیگه تو بغل نمیای و دوس داری خودت راه بری.تو بازار هم ذوقت میکنن.با راه رفتنت جلب توجه میکنی.دست به همه لباسا ی مغازه ها میزنی.مثل بقیه که میخوان ببینن جنس لباسا چیه.
مامان فدات بشه.خدا رو شکر غذا خوردنت بهتر شده.البته نه زیاد خوب.ولی باز بهتر از قبل شدی.دیگه زیاد بهت اصرار نمیکنم.خودت راغب تر میشی.خلاصه که شاید تا آخر ماه بریم شمال.خونه عزیز جون آقا جون.حسابی دلشون برات تنگ شده.هر چی نباشه تک دختری دیگه.نوه راه دوررررررر....
بازم همین جا از مامانم تشکر میکنم.که علی رغم همه مشکلاتش بازم پیشمون مونده تا کمک.م باشه.میدونم مامان جان زیاد حالش خوب نیست.کلی دکتر رفتناش عقب افتاده به خاطر ما.خدا سایه ش رو کم نکنه از سرمون.خدا حفظش کنه که همیشه عمر بهش محتاجیم.
تا پست بعد خدانگهداااااااررررررر.


باران چهارده ماهه
