نانان
سلااااااااام دخمل من.خوبی فدات شم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زیاد فرصت تایپیدن ندارم.حسابی سرم شلوغه.درس.کار....همه چیز باه ریخته سرم.خیلی خسته میشم این دو روز که کلاس دارم.خیلی شرمنده مامان جان هستم.خیلی.خدا عمر با عزت بهش بده و سایه ش رو از سرمون کم نکنه.که همیشه محتاجشیم.
فقط اومدم بگم که تازگی یاد گرفتی وقتی میگم نفس من کیه؟میگی نانان.
جیگر من کیه؟نانان
عزیز مامان کیه؟نانان
دختر مامان کیه؟نانان
...
خودت میگی ها.من اصلا بهت نگفتم.به خدااااااااااااااااا.خودت یاد گرفتی.
دیشب هم بابا حسینی به من گفت شب بخیر.شما هم گفتی بب بده.یعنی شب بخیر.اتفاقی.یهو.همه متعجب از این حرفت و بعدم ماچ و بوس و گاز قربون صدقهههههههههه
دیشب برنامه شعر یادت نره پسره از نامزدش جلو دوربین خواستگاری کرد.مجری برنامه به دختره گفت میگی بله؟
یهو شما گفتی بله بله بله بله..... صد تا بله گفتیییی.ما هم مردیم از خنده از تعجبببببببب.منم گفتم لازم نکرده شما بگی بلههههههههههه.شما قراره پیش مامان بمونیییییییییییییی.
خلاصه که هر روز شیرین تر میشی برامون.هر روز وجودت محکم تر میشه.تو خونه.جایگاهت اساسی شده برامون.
مامان فدات بشهههههههه
بوووووسسسسسسسسسسس


نانان
