بارانباران، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره

باران

سفر بابا حسینی

1391/2/19 8:27
نویسنده : زهرا
413 بازدید
اشتراک گذاری

سلاااااام صبح بخیر.چقدر گرمه هوا.خدا به داد برسه.

خب یکماه پیش بابا حسینی رفته چین.طبق معمول برای خرید.قرار بود دو هفته ای برگرده.که متاسفانه توی فرودگاه شانگهای قبل از سوار شدن هواپیما پاسپورتش رو گم میکنه.و این شد شروع یک معضل بزرگ.که الان حدود دو هفته ای میشه که بابا حسینی درگیر کنسولگری ایران و پلیس چین هست و البته من هم در وزارت امور خارجه اینجا پیگیر هستم و یه سری مدارک رو از این طریق براش میفرستم تا بتونه پاسپورت موقت بگیره و بیاد.بیچاره بابا حسینی.خیلی بهش بد گذشته.استرس زیاد داشته ظاهرا.خصوصا توی چین.که نه غذای درست حسابی هست.نه حرف هم رو متوجه میشن.تا اونجایی که من خبر دارم و دیدیم چینی ها زبان انگلیسیشون خیلی خوب نیست.و این مشکلات رو بدتر میکنه.و اینکه به غذاهاشون اعتباری نیست.و اینکه توی دستشویی هاشون آب نیست.و خیلی چیزای دیگه که بابایی رو اذیت میکنه.انشاالله که زودتر کار بابابی درست بشه بیاد پیشمون که برای ما هم خیلی سخته.بابایی که ظاهرا خیلی بد گذشته بهش میگفت وقتی اومدم خاک ایران رو میبوسم.ههههههههه...تا بابایی باشه چیزی گم نکنه.

بابا وقتی بیاد میبینه دخترش چهار تا دندون داره.بله چهار تا یه دندون دیگه دیروز دراومد به سلامتی.دو تا دندون دیگه هم همین یکی دو روز آینده در میاد انشاالله.بابایی میبینه که دخترش چقدر فرز شده.تعادلش بیشتر شده.یکماه پیش باران وقتی به جایی وامیستاد برای نشستن یهو خودشو ول میرد که خیلی هم خطر ناک بود.ولی الان نه.خیلییییییی با احتیاط میشینه دخترم.جای چشم و گوش رو هم یاد گرفته.دست رو قبلا بلد بود.و الان وقتی غذاشو میخوره خودش با دستمال کاغذی دهنشو پاک میکنه.به شکلات هم میگه گاگاهو.فدات بشم با اون دندونات که اینقدر نمکی شدی.

تا پست بعد خدانگهدار.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به باران می باشد