بارانباران، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره

باران

این چند وقت...

1391/11/21 9:45
نویسنده : زهرا
466 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دلم.قشنگم.خوبی؟خوب که هستی.منم جای شما بودم خوب بودم.آزاد رها.هر کار که میکنی هیچکس هیچی نمیگه.کوچکترین حرکت جدیدت با موجی از قربون صدقه همراههه.من فدای تو بشم. این روزا خیلی شیطون شدی.خیلی.و خیلی زیاد شیرین.همچنان کم حرف.دیشب سوپرایز شدیم وقتی خانم خودکار میخواست و ما بهش نمیدادیمو نهایتا اخم کرد و گفت بدهههههه.همه چشا برگشت طرف این خانوم کوچولو. مامان خسته نشی از این همه صحبت کردن.من قربونت برم که تازه میگی بده.فدات بشم که اینهمه تنبلی.نکنه بلدی و رو نمیکنی.

راستی دیروز امتحانای مامان تموم شد.خدا رو شکر خوب بودن.فکر نکنم نمره بدی بگیرم.بستگی به دست نمره اساتید محترم هم داره.به هر حال ترم اول تموم شد.خدا بزرگه.ترم جدید هم سوم چهارم اسفند شروع میشه.

این روزا همه ش دوس داری بری بیرون.مامان جان زحمت کش و مهربونمون هم هر روز شما رو میبره تو پارکینگ.دیروز هم بعد از نهار رفتیم کنار دریا.چقدر شلوغ شده.چقدر مهمان اومده تو این تعطیلات.دیگه دیدیم داره سرد میشه بر گشتیم خونه.

باران دخترم یادت نره که چقدر مامان و بابا دوست دارن.و همه انرزیشون تویی.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

باباي مليسا
21 بهمن 91 10:19
با سلام . وبلاگ مليسا خانم بالاخره بعد از 2 ماه به روز شد . خوشحال ميشم قدم رنجه كنيد و با نظرات زيباتون اين كلبه مجازي كوچيك رو منور و قشنگتر كنيد . منتظرتون هستيم .
مامان نوشى
24 بهمن 91 18:04
اى جونم با اين حرف زدنت، فدات شم خاله . مامانى شما هم خسته نباشى از امتحانات.
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به باران می باشد